|
||||||||
|
||||||||
|
گفتگوی نشریه همبستگی با عبدالله اسدی در مورد موقعیت پناهندگان در شرایط حاضر
در این گفتگو سعی کرده ایم در مورد جنبه های مهمی از سیاست دولتهای غربی، قوانین کنوانسیون ژنو، کمپینهای اخیر فدراسیون در دفاع از حقوق پناهندگان در سوئد و تظاهرات 11 دسامبر و همچنین پناهجویان زندانی در ترکیه و دلایل پناهندگی ایرانیان و کمپین دفاع از آنها با عبدالله اسدی صحبت کنیم. توجهتان را به این گفتگو جلب میکنیم.
همبستگی: اخیرا اطلاعیه های مختلفی از سوی فدراسیون در مورد کمپین دفاع از حقوق پناهندگی در کشورهای سوئد و ترکیه صادر شده و فوکوس اصلی این اطلاعیه ها روی تظاهرات 11 دسامبر در سوئد و ترکیه است. هدفتان از برگزاری این کمپین و این تظاهرات چیست؟ به علاوه از شما میخواهم ضمن توضیح این کمپینها، شرایط عمومی تری که پناهجویان در آن قرار گرفته اند را توضیح دهید.
عبدالله اسدی: حتما من هم سعی میکنم به بهانه این کمپین به شرایط و اوضاع عمومی هم بیشتر بپردازم، ببینید همانطور که در سؤال شما نیز آمده است هدف از این کمپین دفاع از حقوق پناهندگی است. در بسیاری از کشورهای جهان ناامنی اجتماعی وجود دارد، جنگ داخلی در جریان است و اختناق سیاسی هست به همین دلیل بسیاری از مردم خانه و زندگی خود و چه بسا بسیاری از بستگان و نزدیکان خود را از دست میدهند و امنیتی برای زندگی افراد باقی نمی ماند. در اثر چنین شرایطی است که بسیاری از مردم گاه به طور فردی و گاه در شکل وسیعتر دست به فرار میزنند و برای حفظ جان خود به تلاش برای آینده و آسایش بهتر میپردازند.
همبستگی: اگر خیلی خلاصه اشاره کنید سبب اصلی فرار مردم از ایران و دلایل اعلام پناهندگی آنها را چگونه توضیح میدهید؟ عبدالله اسدی: تا آنجایی که به ایران برمیگردد جنگ به این معنی در ایران وجود ندارد و به همین دلیل آوارگی ناشی از جنگ و لشکرکشی قومی و مذهبی نیز وجود ندارد؛ شرایط ایران کاملا با شرایطی که در عراق و افغانستان هست متفاوت میباشد. در ایران یک حکومت اسلامی از نوع آخوندی، دزد و کلاهبردار و بیگانه نسبت به امنیت و آسایش و خواسته های مردم برقرار است یک حکومت خود گمارده که فقط و فقط ادامه حیات خود را در سرکوب و برقراری اختناق با استفاده از چوبه دار و مجازات مرگ میبیند. اجازه بدهید به یک نمونه حی و حاضر از نوع جنگی که در ایران وجود دارد اشاره کنم. هنگامیکه داشتم این مصاحبه را تنظیم میکردم، فیلم کتک زدن جوانی از سوی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در شهر خرم آباد را دیدم؛ مأمورین نیروی انتظامی لباسهای تن این جوان را تیکه و پاره کردند، 3 نفر از مأمورین او را بی رحمانه کتک میزدند. ابتدا فریادش به آسمان میرسید و در نهایت زیر لگد و ضربه باتوم صدایش قطع شد. مأمورین جیبهایش را خالی کردند و جسم خون آلود و بی هوش جوان مذکور را در صندوق عقب ماشین انداختند و به احتمال زیاد میبردند تا در یک منطقه دور افتاده و خالی از سکنه او را نیمه جان رها کنند. جنگی که در ایران بین مردم و رژیم اسلامی در جریان است از این دست میباشد. سرنوشت فرد مذکور در شهر خرم آباد و بلایی که بر سر او آوردند روزانه ضرب در هزاران نفر میشود، ضرب در هزاران دختر جوان میشود که از سوی نیروهای منکرات موهایشان را بدلیل بیرون افتادن از روسری قیچی میکنند و به آنها حتک حرمت میشود. سرنوشت آن جوان، سرنوشت زنانی است که از نظر جمهوری اسلامی انسان برابر محسوب نمی شوند و هنگام جدایی حق حزانت کودکانشان را ندارند و در کلیه اماکن عمومی از دانشگاه و مدرسه گرفته تا اتوبوس و تاکسی و استادیومهای ورزشی میان آنان با مردان دیوار حرام کشیده اند و هرگونه تخطی از آن با مجازاتهای سنگین همراه میشود.
آنچه که در بالا ذکر شد، دلایل اصلی پناهندگی پناهجویان ایرانی را تشکیل میدهد. ممکن است هیچکدام از اینها در چهارچوب آنچه که در پروتکل 1967 که از آن به عنوان مبانی پذیرش پناهندگان نام برده شده است، نگنجد و عینا با آن منطبق نباشد، به یک معنی همه این پناهجویان فعال و شخصیت شناخته شده سیاسی نباشند و پیشینه فعالیت در گروههای سیاسی و اجتماعی آنطور که در مبانی سند کنوانسیون ژنو آمده است نیز نداشته باشند. ولی مگر همینها به دلایل مختلف تا حد مرگ کتک نمی خورند. مگر به دلیل جنسیتشان به عنوان زن در اسارت قوانین اسلامی قرار نگرفته اند و مورد بیشترین تبعیضات جنسیتی قرار نمی گیرند. مگر همجنسگرایان به دلیل گرایش جنسیشان با مجازات مرگ روبرو نمی شوند. مگر کارگران و فعالین کارگری با ضربات شلاق مواجه نیستند. مگر جز مذهب اسلام مذاهب دیگری در ایران امکان ابراز عقیده خواهند داشت! اینها و صدها موارد دیگر دلایل پناهندگی پناهجویان ایرانی را تشکیل میدهد. کمپینی که فدراسیون در دفاع از حقوق انسانی پناهجویان شروع کرده است بخشی از تلاش این سازمان برای اعترض به سیستم موجود و نقض حقوق پناهجویان در این سیستم است.
همبستگی: بعضی از مردم، آن تصویری که شما از پناهجویان ایرانی میدهید را ندارند و دولتهای غربی هم آنها را واجد شرایط کسب حق پناهندگی تشخیص نمی دهند. به علاوه بارها این موضوع را به رخ فدراسیون نیز کشیده اند و در بسیاری از ملاقاتها و نشستها با ادارات امور پناهندگی، ادارات مذبور این موضوع را مطرح کرده اند و مشخصا گفته اند اگر ایران کشور ناامنی است چرا همین پناهندگان آزادانه به ایران رفت و آمد میکنند؟
عبدالله اسدی: اولا اینها اظهار نظر ایرانیان و به طور مشخصتر مردم خارج کشور نیست. تا آنجایی که به ایرانیان برمیگردد این حرفها حرف برخی از افراد و گروههای سیاسی است که به نظر من از واقعیات امروز جامعه ایران و مبارزه مردم بسیار دور هستند. این حرفها 20 سال پیش و در اوج اختناق سیاه جمهوری اسلامی و قتل و عام زندانیان سیاسی و در اوج مهاجرت ایرانیان معنی داشت. اما امروز و بعد از 30 سال مهاجرت ایرانیان و فضای سیاسی که خود مردم با مبارزه و مقاومت خود و به نفع خود ایجاد کرده اند این حرفها بی معنی شده است. این حرفها را میزنند تا فضا را مخدوش کنند و بجای حمله به سیاستهای سخت و غیر انسانی دولتها در برخورد به پناهندگان، آن را به پای رفت و آمد ایرانیان به ایران مینویسند. به نظر من، هم دول غربی و هم ایرانیانی که این نظر را دارند به این پدیده بطور یک بعدی نگاه میکنند و دلایل پناهندگی را صرفا از مبانی قوانین پناهندگی و مشخصا قوانین کنوانسیون 1951 ژنو و پروتکل 1967 استنتاج میکنند و پذیرش پناهندگان را تنها در آن چارچوب می سنجند. کار را بجایی رسانده اند که در این چارچوب نیز بندرت کسی به عنوان پناهنده پذیرفته میشود و بسیاری از همین کشورهای عضو کنوانسیون ژنو ابدا هیچکس را به عنوان پناهنده نمی پذیرند و حتی آثاری از پناهنده پذیری در میان بعضی از آنها باقی نمانده است. شما اگر اخبار پناهندگی را تعقیب کرده باشید میبینید که صدای برخی از کشورهای شمال اروپا که هنوز هم کم و بیش مورد رجوع پناهندگان میباشد در آمده و گفته اند که باید بقیه کشورهای اتحادیه اروپا نیز پذیرای پناهندگان باشند تا فشاری که بر چند کشور معین وارد میشود سرشکن گردد.
همبستگی: نظر شما در مورد قوانین کنوانسیون ژنو و خاصیت آن در شرایط حاضر چیست؟ عبدالله اسدی: قوانین کنوانسیون ژنو مربوط به دوره خاصی از تاریخ، دوره رقابت شرق و غرب و دوره صف آرایی آنها در مقابل هم بود. در آن زمان غربیها داعیه دفاع از حقوق بشرشان بیشتر بود و دمکراسی آنها نیز رنگ و بوی انسانیتری داشت. بیکاری در سطح جامعه کمتر بود و رفاه و خدمات عمومی بیشتر و احترام به پناهندگان و برخورد انسان دوستانه با آنها به مراتب بالاتر بود. غرب برای فشار هر چه بیشتر بر شوروی سابق و کشورهای بلوک شرق و معرفی آنها بعنوان کشورهای دیکتاتوری و کمبود دمکراسی در آنها از پناهندگان قهرمان میساختند. اکنون که به آن دوران نگاه میکنید باور نمی کنید که تصویب آن قوانین در آن دوران ربط زیادی به پذیرش پناهندگان داشته است. درست است که پروتکل 1967 در دفاع از حق پناهندگی تهیه و تنظیم شده بود اما در عمل وسیله ای بود در دست غرب برای کوبیدن شرق. ولی آن دوره از تاریخ هرچه بود امروز بطور کلی به پایان رسیده است.
ما ازجمله جریاناتی بودیم که در دوران جنگ سرد و دنیای دو قطبی نیز مطلقا آن قوانین و آن پروتکل را قبول نداشتیم ولی وقتی که این حملات شروع شد و اوضاع پناهدگی هم تحت تأثیر فضای دمکراسی و بازار آزاد قرار گرفت ما نیزمجبور به ایستادگی و دفاع از آن قوانین موجود شدیم و این برای ما یک ضرورت زمانه بود و در آن دوران لازم بود از آن دستاوردها به عنوان دستاوردهای نسبی به نفع پناهندگان دفاع کنیم و متأسفانه هنوز هم در حال دفاع از آن هستیم. با این وجود به نظر من اگر دولتهای اروپایی قدری انصاف داشته باشند و از نظر ایدئولوژیک به انسانیت و دفاع انسانی از فراریان از جنگ و ناامنی اجتماعی و اختناق سیاسی پایبندی داشته باشند، بجای زیر پا گذاشتن پروتکل مذکور و کنار گذاشتن آن، امروز باید می نشستند و قوانین بسیار انسانیتر برمبنای شرایط امروز دنیا تهیه و تنظیم میکردند.
همبستگی: در این بخش از گفت و گو به طور مشخص به موضوع کمپین پناهنگی میپردازیم فدراسیون دو کمپین یکی در دفاع از داوود باقری و شمار دیگری از پناهجویان گرفتار در کمپ کریکلارآلی در ترکیه و کمپینی هم در سوئد شروع کرده است میزان پیشرفت کار چگونه است و این کمپینها چقدر میتواند بر روند زندگی پناهجویان تاثیر مثبت بگذارد؟ در این مورد به طور مشخصتر توضیح دهید. عبدالله اسدی: تا آنجایی که به کمپین ترکیه برمیگردد تابحال تماسهای زیادی را با سازمانها و نهادهای مختلف گرفته و آنها را به کمک طلبیده ایم. به طور مشخصتر بگویم فدراسیون در دفاع از این پناهجویان از دولت ترکیه به دادگاه اروپا شکایت کرده است و در شکایتی که تنظیم کرده ایم به مشکلات آنها و رفتار فاشیستی دولت ترکیه با پناهجویان پرداخته ایم. همبستگی: در مورد تظاهرات 11 دسامبر توضیح بیشتری بدهید فدراسیون به همراه انجمن افغانها در سوئد اطلاعیه مشترک صادر کرده و تظاهرات مشترک فراخوان داده اند. مقداری در مورد چگونگی برگزاری این تظاهرات و نحوه شرکت پناهجویان در آن توضیح دهید. عبدالله اسدی: فعالیت مشترک فدراسیون با پناهجویان و سازمانهای افغان در سوئد در دفاع از حقوق پناهندگی تازگی ندارد به همان اندازه که پناهجویان ایرانی به فدراسیون مراجعه میکنند پناهجویان افغان نیز مراجعه می نمایند. این همکاریها زمینه بسیار مساعدتری را برای فعالیت مشترک به دست داده است. اینها نتیجه فعالیت بی دریغ و خصلت انسانگرائی و فرا ملی فدراسیون در دفاع از حقوق پناهندگی است. تا آنجایی که به نحوه شرکت پناهجویان در این تظاهرات بر میگردد، این تظاهرات یک تظاهرات مرکزی است که در شهر استکهلم برگزار میشود. فراخوان فدراسیون و انجمن افغانها در سوئد به پناهجویان این است که روز 11 دسامبر از سراسر سوئد برای شرکت در این تظاهرات حرکت نمایند. توصیه میکنم در این مورد هر سوالی که دارید با سازمان دهندگان تظاهرات تماس بگیرید تا در مورد شرکت در این تظاهرات راهنمائی لازم را دریافت نمایید.
همبستگی: آیا در شهرهای مرکزی تر سوئد وسایل نقلیه مثل اتوبوس برای رفتن به استکهلم آماده هست؟ عبدالله اسدی: در حال حاضر در شهرهای مالمو و گوتنبرگ اتوبوس گرفته شده است هر کس به این شهرها نزدیک است میتواند خود را به آنجا برساند و از این طریق به استکهلم بیاید. آنهایی که در شهرهای بروس، اولریسه هامن، یونشوپینگ، لینشوپینگ و نورشوپینگ هستند، می توانند با کاروانی از گوتنبرگ حرکت میکند همراه شوند. اما لازم است تعداد آنها از قبل معلوم باشد تا وسایل نقلیه به اندازه کافی در نظر گرفته شود.
همبستگی: آیا از احزاب پارلمانی سوئد و سازمانهای غیر دولتی برای سخنرانی و شرکت در تظاهرات دعوت شده است؟ عبدالله اسدی: دعوت از احزاب پارلمانی یکی از کارهای اساسی این کمپین است و ما طی دعوتنامه ای علاوه بر همه احزاب پارلمانی سوئد، بسیاری از شخصیتها و سازمانهای دفاع از حقوق بشر را دعوت کرده ایم تا هرکدام در این تظاهرات حرف بزنند و از نزدیک در جریان مشکلات پناهجویان قرار گیرند. به همین منظور افرادی برای دعوت از احزاب و سازمانها تعیین شده اند و گروههای نیز در میان مسئولین فدراسیون، پناهجویان و انجمن افغانها برای تبلیغ مردم سازماندهی شده اند. به علاوه ما از این تظاهرات به عنوان قطار مشعل به دستان نام برده ایم به همین دلیل 500 عدد مشعل را سفارش داده ایم.
همبستگی: اگر مایل هستید در این بخش از گفتگو به کمپین ترکیه بپردازیم کمپینی که اعلام کرده اید برای آزادی داوود باقری و چند پناهجوی دیگر است. با توجه به فعالیتهای فدراسیون در چند ماه گذشته برای آزادی داوود باقری از زندان ترکیه بسیاری با جزئیات در جریان موقعیت وی قرار گرفته اند اگر ممکن است در مورد پناهجویان دیگری که هدف کمپین فدراسیون قرار گرفته اند توضیح بیشتری بدهید.
عبدالله اسدی: حتما سعی میکنم بسیار مختصر موقعیت فعلی هرکدام از آنها را برای خوانندگان نشریه همبستگی توضیح دهم. علی عبدالهی از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق است که همسر و 2 فرزندش در سوئد زندگی میکنند و 17 سال است از آنها دور بوده و اکنون 9 ماه است در زندان استانبول بسر میبرد. ظاهرا جرم وی نیز ورود غیر قانونی به خاک ترکیه بوده است. قبلا نیز فدراسیون طی نامه ای به سازمان عفو بین الملل و سازمان دیده بان حقوق بشر برای آزادی وی از زندان از آنان کمک خواسته بودیم.
خانم رها حسین زادگان در کمپ "کریک لارآلی" مورد بدترین و غیر انسانی ترین رفتارها قرار گرفته است به طوری که مدتها در اثر این بدرفتاریها در بیمارستانهای ترکیه بستری بوده است. به علاوه وی از سوی بخش پناهندگی سازمان ملل در ترکیه به عنوان پناهنده پذیرفته شده است و سفارت کانادا سه مورد برای وی زمان مصاحبه تعیین کرده اما اجازه رفتن به سفارت کانادا را برای مصاحبه نیافته است.
محمد جابر علیپور مدت 8 سال است در آن کشور بسر میبرد نام برده یکبار از سوی پلیس ترکیه دیپورت شده و در یک بیابان مرزی رها میشود و آز آنجایی که بدست سربازان مرزی ایران نمی افتد توانسته است دوباره خود را به ترکیه برساند. محمد جابر علیپور از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان سهمیه به کشور آمریکا داده شده است اما اجازه رفتن به سفارت آمریکا برای مصاحبه نیافته است.
خانم لطیفه دریانورد به همراه سه فرزندش در اوایل سال 2005 وارد ترکیه شده است لطیفه به جرم بردن فرزندانش به ترکیه و فرار از قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی تحت پیگرد قانونی بوده است. وی بدلیل دریافت پاسخ منفی از سوی دفتر سازمان ملل مدتها به همراه فرزندانش مجبور به زندگی مخفی میشود. لطیفه هنگام مراجعه به بیمارستان از سوی پلیس ترکیه به مدت چهارماه بازداشت میشود و اکنون هم در کمپ "کریک لار آلی" بسر میبرد.
خانم زهرا نصیری مدت 8 سال است که به همراه فرزندش در ترکیه بسر میبرد و تاکنون بارها تهدید به اخراج شده و در بدترین شرایط زندگی قرار گرفته اند. زهرا نصیری مدتی پیش برای انعکاس شرایط سخت زندگی پناهندگان در ترکیه بویژه کمپ "کریک لار آلی" به رسانه های داخلی ترکیه مراجعه کرده و در اثر آن از سوی کارمندان کنسولگری جمهوری اسلامی در استانبول تهدید شده است. *****
|
||||||||
|